على محمدى خراسانى
67
شرح رسائل (فارسى)
مىآورد پس ارفاقا به ما گفتهاند سؤال نكنيد آنگاه اگر آن روايات احتياط مىگفت واجب است احتياط پس بايد سؤال كرد تا احتياط كرد و اين روايات مىگفت خير سؤال و احتياط واجب نيست تعارض مىكردند و نيز اگر . آن روايات مىگفت سؤال جايز و احتياط حسن است و اين روايات مىگفت سؤال حرام است باز تعارض بود ولى هيچكدام نيست آنها دلالت بر حسن و استحباب احتياط دارند و اينها دلالت بر عدم لزوم سؤال و عدم وجوب با استحباب تنافى ندارد . طريقه چهارم : احتياط را برحسب موارد شبهات موضوعيه تقسيم كنيم يعنى بگوئيم : در موارد شبهه موضوعيه گاهى اماره معتبره بر حليّت داريم مثل قانون يد مسلم و سوق المسلمين و . . . و گاهى امارهاى بر حليّت نيست مثل مايع خارجى كه مردّد است بين طهارت و نجاست و بيّنهاى هم بر يك طرف نيست و يا گوشت مطروحه در طريق و . . . آنگاه نسبت به مواردى كه اماره معتبره بر حليت نداريم و تنها اصالة الاباحه را داريم بگوئيم احتياط كردن حسن و مطلوب است و امّا نسبت به مواردى كه اماره معتبره بر حليت داريم بگوئيم احتياط حسن نيست زيرا كه موضوع اخبار الاحتياط ، احتياط عند الشبهه است و همانطورىكه با قيام اماره در احكام شبهه ما رفع مىشود چون اماره نازل منزله علم است . همچنين با قيام اماره در موضوعات هم شبهه ما رفع مىشود و اماره جانشين علم است . پس احتياط موضوع ندارد تا حسن باشد به ويژه اگر شبهه به معناى تحيّر و تردّد در حكم باشد .